تبليغاتX
دل نوشته هایم
 
دل نوشته هایم
 
 
 

دلم کلی برای اینجا تنگ شده بود! انگار که یه نفر و برگردونی به خونه بچگی هاش! با اینکه دیر  به د یر میام ولی وقتی میام و چند  سطری می نویسم کلی خالی میشم .. حس میکنم هنوز زندم.. و میفهمم که این زندگی ماشینی و مشغله های روزمره که بهونه هر روزه ماست برای مخفی شدن تو لاکمون ، به من این فرصت رو هم میتونه بده که بیام و با خودم و تو خلوت کنم...

"مهربون" میگه نذار کودک درونت با آدمها در تماس باشه.. میگه نذار غم و شادیت دم دست مردم باشه ... میگه اونوقته که آدمها راحت خودشونو بهت نزدیک میکنن و تا بجنبی میبینی از بس خودشونو چسبوندن بهت و اظهار نظر دادن که دارن از دماغت میزنن بیرون!

 

ته ته تمام این قضایا می دونید چیه؟؟

تمام آدمها با اینکه از تنهایی می ترسن، نا خواسته کاری می کنند که همرو از خودشون فراری بدن.. اونوقت هم خودشون تنها می شن هم اون بقیه ها!!!

 |+| نوشته شده در  88/08/02ساعت 9:26  توسط ندا  | 
 
  بالا